««بهترین راه برای دریافت پاسخ درست در اینترنت، پرسیدن سؤال نیست؛ بلکه منتشر کردن یک پاسخ اشتباه است.»»
زیرا افراد معمولاً انگیزه بیشتری برای اصلاح یک اشتباه دارند تا پاسخ دادن به یک سؤال.
این قانون نشان میدهد که رفتار انسانها در ارائه بازخورد، همیشه منطقی و یکسان نیست.
در سازمانها نیز گاهی همین رفتار دیده میشود.
فرض کنید مدیر فروش در جلسه بگوید:
««فکر میکنم دلیل کاهش فروش، کمبود ویزیتور است.»
ممکن است هیچکس نظری ندهد اما اگر بگوید:
««به نظر میرسد تنها دلیل کاهش فروش، کمبود ویزیتور است.»
اعضای تیم شروع میکنند به بیان مخالفتها، ارائه دادهها و مطرح کردن دلایل دیگر.
در نتیجه، اطلاعات بیشتری جمعآوری میشود و تصمیم دقیقتری گرفته خواهد شد.
کاربردهای قانون کانینگهم در صنعت پخش
1. شناسایی سریعتر خطاها : بیان یک فرض اولیه میتواند باعث شود اعضای تیم سریعتر اشکالات آن را پیدا کنند.
2. افزایش مشارکت در جلسات: گاهی افراد در پاسخ به سؤال سکوت میکنند، اما در اصلاح یک نظر نادرست فعال میشوند.
3. بهبود تصمیمگیری: بحث و بررسی دیدگاههای مختلف، احتمال تصمیمگیری بر اساس اطلاعات کاملتر را افزایش میدهد.
4. کشف دانش پنهان سازمان: بسیاری از کارکنان اطلاعات ارزشمندی دارند که فقط زمانی بیان میشود که احساس کنند باید یک اشتباه را اصلاح کنند.
آیا این قانون همیشه مفید است؟
خیر.
اگر مدیران عمداً اطلاعات نادرست منتشر کنند یا فضای سازمان بر پایه سرزنش باشد، ممکن است اعتماد کارکنان از بین برود.
بنابراین، هدف از این قانون تشویق گفتوگو و نقد سازنده است، نه انتشار اطلاعات غلط.